از چه چیزی می ترسیم و از چه چیزی نمی ترسیم
از سوسک میترسیم از له شدن شخصیت دیگران مثل سوسک نمی ترسیم
از عنکبوت میترسیم ازاینکه تمام زندگیمون رو تار عنکبوت ببنده نمی ترسیم
از خوب سرخ نشدن سبزی قورمه سبزی می ترسیم از سرخ کردن آدما از
خجالت نمی ترسیم از جا نیافتادن خورشت می ترسیم از اینکه جای خودمون
را درست پیدا نکرده ایم نمی ترسیم
از گم کردن سکه هامون می ترسیم از سکه ی یه پول کردن دیگران نمی ترسیم
از سرما خوردگی می ترسیم از سر خورده کردن دوستاموت نمی ترسیم 
از شکستن لیوان می ترسیم از شکستن دل آدما نمی ترسیم از خواب موندن می ترسیم
از عمری که همه به خواب سپری شد نمی ترسیم از وقت کم آوردن می ترسیم از هدر رفتن
وقتی که داریم نمی ترسیم از درس پرسیدن و امتحان پس دادن می ترسیم از جا
موندن و روزها را بی مطالعه گذروندن نمی ترسم از اینکه مهمون خیانت کنند می ترسیم
از خیانت کردن به خودمون نمی ترسیم از گم کردت راه می ترسیم از هیچ وقت
به هیچ جایی نرسیدن نمی ترسیم امان از دست خودمون
:: برچسبها:
دلنوشته غم فراق ,